بزرگراه _ خروجی

سلام به همگی ,نیشخند

آرامش بزرگترین نعمت ِ خداست,

براتون آرامشُ آرزومندم..قلبلبخند

بریم سراغِ پُست نوشتِ خودمون دوستان از خود راضی:

این بزرگراه تا انتهای شهر دور برگردان ندارد!

و تمام خروجی هایش به دور راهی چشم های تو میرسند,

که بمانم و دوستت بدارم ;

یا برگردم و دوستت بدارم...

 

+ آخر نوشت: سکوت سخت شده است ; و از آن سخت تر گفتن!لبخند

بنــــــــــــــــــی جــــوننیشخند

/ 20 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mahsa...

ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺑﻪ ﺍﺷﮏ ﮔﻔﺖ: . . . . . ﻧﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻻﻥ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﺩﺳﺘﻤﺎلﺑﻪ ﺍﺷﮏ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻪ؟؟ ﻧﻪ ینی ﻭﺍﻗﻌﺎﺩﺳﺘﻤﺎﻝﮐﺎﻏﺬﯼﺣﺮﻑﻣﯿﺰﻧﻪ؟ ﻫﻢﺳﻨﺎﯼﺗﻮﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻥ ﺍﻭﺭﺍﻧﯿﻮﻡ ﻏﻨﯽ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺗﻮﺍﻭﻣﺪﯼﺑﺒﯿﻨﯽ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝﭼﯽﮔﻔﺘﻪ? لابد دانشجویی؟

Ahmad

سلام بسیار قشنگ بود [گل]

mahsa...

تلــــــــخ تــــــــر از اين؟ تلـــــــخ ميگذرد اين روزهـــــــا ! که قـــــــرار است از تـــــــو … که آرام جـــــــانمي براي دلـــــــم يک رهگذر معمـــــــولي بســـــــازم…!

mahsa...

تا که بودیم، نبودیم کسی/ کشت مارا غم بی همنفسی/ تا که خفتیم‌همه بیدار شدند/ تا که مردیم همگی یار شدند… بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم/ باشد که نباشیم‌و‌بدانند که بودیم…

mahsa...

کره خری از مادرش پرسید :من چطوری به دنیا امدم ؟ مامانش گفت :بابای خرت خر شد. عاشق من ماده خر شد. من خرم خر شدم عاشق اون نره خر شدم . اینطوری شد که خر تو خر شد و کره خری به در شد

mahsa...

یک برگ دیگر از دفتر عمرم را پاره میکنم امروز هم گذشت.... با مرور خاطرات دیروز.... با غم نبودنت و سکوتی سنگین و‌من‌شتابان در پی زمان‌ ، بی هدف.... فقط میدوم.... فقط میدوم یاسها هم‌ مثل من خسته اند.... از خزان از سرما.... گرمی مهر تورا میخواهند. غنچه های باغ هم‌دیگر بهانه میگیرند میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی صدای قدم هایت را میشنوم.... اما تو نیستی فقط صدایی مبهم...... قول داده بودی برایم‌سیب بیاوری سیب سرخ خورشید سیب سرخ امید یادت هست.؟؟؟ و رفتی و خورشید را هم بردی و من‌در این کوچه های تنگ و تاریک، سرگردانم و منتظر.... برگی از زندگی ام‌ را ورق میزنم.... امروز به پایان دفترم نزدیکم.......!!!!!!

سیما

اونو که کسری عزیزا میخونه....نوشتم پایین[لبخند]

سیما

چندتا عکس گذاشتم ببین